جوانغار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوانغار. [ ج َ ] (مغولی، اِ) دست چپ و طرف آن باشد. (آنندراج از فرهنگ وصاف ). در مقابل برانغار. و قول، یکی از سه قسمت لشکر است در میدان جنگ بزبان مغولی . میسره . جانب دست چپ . (یادداشت بخطمرحوم دهخدا): بتعبیه ٔ سپاه پرداخت و ضبط برانغار را به اهتمام امیرزاده ... و دیگر امراء ظفرپناه بازگذاشت و در جوانغار سلطان محمودخان و... و امراء عالیشان را بازداشت و قول را از فر طلعت همایون زیب و زینت داده و ... (حبیب السیر چ سنگی تهران ج ٢ ص ١٥٨).