جوباره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوباره . [ رَ ] (اِخ ) نام محله ایست از اصفهان . (انجمن آرا) : ای خداوند هفت سیاره پادشاهی فرست خونخواره تا که دردشت را چو دشت کند جوی خون آورد به جوباره عدد مردمان بیفزاید هر یکی را کند دوصد پاره . کمال اسماعیل (از انجمن آرا).
جوباره . [ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) جوبار. جویبار. رجوع به جوبار و جویبار شود.