جوبار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوبار. (اِ مرکب ) مخفف جویبار. نهر. جوی، و با لفظ گشادن و بریدن مستعمل و طره از تشبیهات اوست . (آنندراج ) : آب بگشایم دمی صد بار جوی دیده را تا مگر آن سرو آید بر لب جوبار من . صفی (از آنندراج ). ز انگور می میتوان یافتن که آب نظر خورده جوبار تاک . سنجرکاشی (از آنندراج ).