جوشاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.) به جوش آوردن هر مایع به وسیلة حرارت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) به جوش آوردن هر مایع به وسیله حرارت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوشاندن . [ دَ ] (مص ) جوشانیدن . مصدر متعدی از جوشیدن . بجوش آوردن مایعات بوسیله ٔ حرارت : ببغداد جو را بجوشانند و آب از او بپالایند و با روغن کنجد دیگرباره بجوشانند. (نوروزنامه ). ◄ ریاضت دادن . امتحان کردن . آزمایش کردن . (فرهنگ فارسی معین ).