حاضریراق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاضریراق . [ ض ِرْ ی َ ] (ص مرکب ) آماده . مهیا : جمله عریان ز جامه و شلوار همه حاضریراق بوس و کنار. اشرف (در تعریف رانیان هندوستان ). ◄ که تمام سلاح بر تن دارد. ♦ حاضریراق شدن، حاضریراق بودن ؛ مهیا و آماده شدن یا بودن . مجازاً، لباس پوشیده و مهیای رفتن بجائی شدن یا بودن . ♦ حاضریراق کردن ؛ مهیا و آماده کردن .