حالق الشعر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حالق الشعر. [ ل ِ قُش ْ ش َ ] (ع اِ مرکب ) سترنده ٔ موی . ◄ دارویی است غالباً آنرا سنگ قیشور دانند. و جالینوس گوید: زرنیخ باشد. (ضریر انطاکی ج ١ ص ١١٦). رجوع به قیشور شود. ابن بیطار گوید: گیاه فاشرا باشد که به فارسی هزارجشان نامند - انتهی . جالینوس گوید زرنیخ است و بعضی گویند فاشراست . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به هزارجشان، کرم دشتی، کرمةالبیضاء و فاشرا شود.