حبط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبط. [ ح َ ] (ع مص ) باطل شدن کار. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ). حبوط. باطل شدن و ناچیز شدن . حبط عمل ؛ باطل و ناچیز شدن آن .(غیاث اللغات ). ◄ حبط دم قتیل ؛ هدر و باطل شدن خون کشته . ◄ باطل شدن ثواب عمل .
حبط. [ ح َ ب َ ] (ع اِ) نشان زخم (یعنی ضرب ) یا تازیانه بر بدن . (منتهی الارب ). اثر جرح و مقرعه .
حبط. [ ح َ ب َ] (ع مص ) آماسیدن پستان و غیر آن . (منتهی الارب ). برآماسیدن شکم . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ تازه شدن جراحت . (منتهی الارب ). واسر شدن جراحت .(تاج المصادر بیهقی ) (مهذب الاسماء). ◄ بماندن نشان ریش پس از درستی . (تاج المصادر بیهقی ).