حجج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حُ جَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حجت ؛ دلایل.مترادفها و واژههای مرتبطدلایل، حجتها، دلیلها، براهین، برهانهااسناد، مدارکحجتالاسلامهاواژه قبلی: حجت گرفتنواژه بعدی: حجر