واژه جو

حجیش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجیش . [ ] (اِخ ) حخیش . جخشمش، نام جد پنجم زرتشت، در نسخ مروج الذهب . این کلمه در تاریخ طبری بصورت «حخشنش » و در بندهشن و دینکرت بصورتهای «چیحنش موش » و «کاخش موش » دیده شده است . رجوع به مزدیسناو تأثیر آن در ادبیات فارسی جدول مقابل ص ٦٩ شود.

معنی حجیش | واژه جو