حربه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ بِ) [ ع. حربه ] (اِ.) سلاح.مترادفها و واژههای مرتبطاسلحه، جنگافزار، سلاحبهانه، دستاویز، مستمسکابزاررویاروییواژه قبلی: حرباءواژه بعدی: حرث