حرث/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (مص م.) شخم زدن.مترادفها و واژههای مرتبطحراثت، زراعت، زرع، شیارزنی، کاشت، کشاورزی، کشتبزرگری کردن، زراعت کردنخیش زدن، شخم کردن ≠ حصاد، درو، کشتکاریواژه قبلی: حربهواژه بعدی: حرج