حرتة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرتة. [ ح ُ رَ ت َ ] (ع ص ) بسیارخوار. پرخواره . پرخور (مرد). (منتهی الارب ).
حرتة. [ ح ُ ت َ ] (ع اِمص ) تیزی طعم خردل و تندی آن در بینی . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرتة. [ ح ُ رَ ت َ ] (ع ص ) بسیارخوار. پرخواره . پرخور (مرد). (منتهی الارب ).
حرتة. [ ح ُ ت َ ] (ع اِمص ) تیزی طعم خردل و تندی آن در بینی . (منتهی الارب ).