حرسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرسی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) احمدبن ابی یحیی بن زکریا قضاعی . محدث است و در ٢٥٤ هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).
حرسی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) قضاعی . ابویحیی بن زکریابن یحیی بن صالح حرسی کاتب عبدالرحمان عمری . ازمفضل و ابن وهب روایت دارد. و در ٢٤٢ هَ . ق . درگذشت و او پدر ابوبکر احمد حرسی است . (معجم البلدان ).
حرسی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) احمدبن رزق اﷲبن ابی جراح حرسی . از یونس بن عبدالاعلی روایت دارد و در ٢٤٦ هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).