حرص خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ. خُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- خشمگین شدن. ۲- به خود فشار آوردن.مترادفها و واژههای مرتبطجوشزدن، خودخوری کردنخشمگین شدن، عصبانی شدنواژه قبلی: حرصواژه بعدی: حرص و جوش