حرص/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ ع. ] (اِ.) آز، آزمندی.مترادفها و واژههای مرتبطآز، آزمندی، شره، طمع، طمعکاری، ولع ≠ قناعتافزونخواهی، زیادهطلبی، زیادتطلبیجوش، خودخوری ≠ قناعتواژه قبلی: حرشفواژه بعدی: حرص خوردن