حریثی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حریثی . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) جعفربن عون کوفی، مکنی به ابوعون است . و منسوب به جد خود جعفربن عمربن حریث مخزومی است . از اعمش و ابوحنیفه و دیگران روایت دارد. و اسحاق بن راهویه و دیگران از وی روایت دارند. (سمعانی ).
حریثی . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) طاهربن ابی علی فقیه، مکنی به ابواللیث محتب است . منسوب به جد خود حریث است . ابوکامل بصری او را یاد کرده است . (سمعانی ).
حریثی . [ ح ُ رَ ] (ص نسبی ) نسبت است به جدی حریث نام . (سمعانی ).