حریث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حریث . [ح َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیرون بشم از بخش کلاردشت شهرستان نوشهر، واقع در پانزده هزارگزی جنوب خاوری حسن کیف و شش هزارگزی باختری مرزان آباد. کوهستانی و معتدل و دارای ١٩٠ تن سکنه، شیعه، گیلکی و فارسی . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، گردو و شغل اهالی زراعت و گله داری و تهیه ٔ زغال و چوب و صنایع دستی زنان شال بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
حریث . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) ابن حسان . رجوع به ابی السوار حسان ... شود.
حریث . [ ح ُ رَ ] (ع اِ مصغر) مصغر حرث . و از اعلام است .