حساب دان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حساب دان . [ ح ِ ] (نف مرکب ) داننده ٔ حساب . حساب داننده . کسی که از حساب سر در می آورد. ◄ کنایه از قانون دان . (آنندراج ) : بسیار کم شمردن ما لایق تونیست شاه آن بود که خوب نداند حساب را. یحیی کاشی (از ارمغان آصفی ). ◄ زبان دان . (آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
حسابدان، اهل حساب، منطقی، قانوندان کارشناسحسابداری
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی