حساب گر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که همة جوانب امور را دقت کند و بسنجد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که همه جوانب امور را دقت کند و بسنجد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حساب گر. [ ح ِ گ َ ] (ص مرکب ) محاسب . حاسب . حَسّاب . ◄ کنایت از انسان محتاط و دوراندیش . ◄ فال بین . فالگو یا نوعی از آنان . رمال .
مترادف و متضاد واژهدان
حسیب، کاسب مقتصد منطقی (متضاد: غیرمنطقی) حسابدان شمارشگر، محاسب زرنگ، سودجو (متضاد: ولخرج) محتاط، دوراندیش
واژگان فارسی سره واژهدان
دوراندیش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی