حساب گری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومحساب گری . [ ح ِ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل حساب گر. محاسبی . ◄ دوراندیشی . ◄ فالگیری .مترادفها و واژههای مرتبطدوراندیشی، حزم، احتیاطسودجویی، منفعتطلبیواژه قبلی: حساب گرفتنواژه بعدی: حسابة