حسبان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ ع. ] (اِمص.) گمان، گمان کردن، پنداشتن.(حُ) [ ع. ] (اِمص.) شمارش، حساب.مترادفها و واژههای مرتبطگمان، پنداشت، پندارگمان کردن، پنداشتنواژه قبلی: حسبواژه بعدی: حسبت