حسب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) شمردن، شماره کردن. ۲- (اِمص.) شرافت، بزرگی.(حَ سَ) [ ع. ] (ق.) وفق، طبق.مترادفها و واژههای مرتبطاصل، گوهر، نژاد، تبار ≠ نسباندازه، شمار، قدرشرف، بزرگی، فضیلتواژه قبلی: حسانواژه بعدی: حسبان