واژه جو

حسد کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسد کردن . [ ح َ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حسد ورزیدن . حسد بردن : چون کنی با بی حسد مکر و حسد زآن حسد دل را سیاهی ها رسد. مولوی .

معنی حسد کردن | واژه جو