واژه جو

حسن حلیمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حسن حلیمی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسن . برادر حسین حلیمی بود. (تاج العروس، ماده ٔ ح ل م ).

معنی حسن حلیمی | واژه جو