حسنلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسنلی . [ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه در ١٠هزارگزی شمال خاوری نقده و چهارهزاروپانصدگزی خاور شوسه ٔ نقده به ارومیه . جلگه، معتدل، مالاریایی . سکنه ٔ آن ٨٦٢ تن شیعه ٔ ترک زبان . آب آن از رود گدار. محصول آنجا غلات، توتون، چغندر، حبوبات .شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی جاجیم بافی . راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
حسنلی . [ ح َ س َ ] (اِخ ) ده کوچک از دهستان قمرود بخش حومه ٔ شهرستان قم در ٦٣هزارگزی قم، ٩هزارگزی شوسه ٔ قم به تهران . ساکنین این قریه ٢٠٠ تن از طایفه ٔ شاهسون هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).