واژه جو

حش کوکب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حش کوکب . [ح َش ْ ش ِ ک َ ک َ ] (اِخ ) موضعی است در بیرون مدینة به جانب بقیع، و عثمان آنجا را بخرید و بر قبرستان بقیع بیفزود، و کوکب نام مردی از انصار بوده که بدان اضافه شده است . (معجم البلدان ) (عقد الفرید ج ٥ ص ٤٣).

معنی حش کوکب | واژه جو