حفاظ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) نگاه داشتن، نگاه داری کردن. ۲- (اِ.) ستر، پرده.مترادفها و واژههای مرتبطپناه، پناهگاه، ملجاپرده، پوشش، سترسقف، دیوار، نرده، میلهواژه قبلی: حفارواژه بعدی: حفاظت