حفت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حفت . [ ح َ ] (ع مص ) هلاک کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ کوفت کردن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ کوبیدن چیزی را. (منتهی الارب )(اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ نازک کردن گردن چیزی : حفته حفتاً؛ دق ّ عنقه . (اقرب الموارد).
حفت . [ ح َ ف ِ ] (ع اِ) هزارتو. هزارخانه ٔ شکنبه . (منتهی الارب ). حفث . فحث . حِفثة. ج، احفات . (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). رجوع به حفث شود.