حفظ کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ازبر کردن (شدن)، بهخاطر سپردن، بهحافظه (بهیاد) سپردن، بر کردن، یادداشت کردن، طوطیوار یاد گرفتن، یاد گرفتن بهخیال سپردن
سالم نگهداشتن، نگهداشتن ترشی گذاشتن، دود دادن، دودی کردن، نمک زدن، نمکسود کردن، مومیایی کردن، خشکاندن، اخته کردن