حفظ
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جلوگیری ازفساد، نگهداری، نگاهداری، دوام، پایندگی، ثبات خشکاندن، تاکسیدرمی، مومیایی کردن، خشک کردن، قوطی کردن، کنسرو کردن تعمیرونگهداری، حفظ اموال، نگهداری پسانداز، ذخیره، انبارداری حراست، محافظت، پشتیبانی، حمایت صیانت، تیمارداری، تیمار، سرپرستی، امان، حفاظت، نجات