حقوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقوف . [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حقف . ریگهای توده ٔ کژ. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
حقوف . [ ح ُ ] (ع مص ) کج شدن . ◄ نشستن آهودر حِقف یا کج نشستن آن مانند حقف . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقوف . [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حقف . ریگهای توده ٔ کژ. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
حقوف . [ ح ُ ] (ع مص ) کج شدن . ◄ نشستن آهودر حِقف یا کج نشستن آن مانند حقف . (منتهی الارب ).