حل حل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حل حل . [ ح َ لِن ْ ح َ لِن ْ ] (ع اِ صوت ) کلمه ای است که بدان شتران را زجر کنند تا تیز روند و گاه بجای آن حَل ْ مسکنه گویند. (منتهی الارب ).
حلحل . [ ح ِ ح ِ ] (ع اِ) حلاحل . و آن نوعی از پیاز صحرائی است . (برهان ).