حلاج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ لّ) [ ع. ] (ص فا.) پنبه زن، نداف.مترادفها و واژههای مرتبطپنبهزن، ندافواژه قبلی: حل کردنواژه بعدی: حلاف