حلال زاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلال زاده . [ ح َ دَ ] (ص مرکب ) کسی که نطفه اش از راه مشروع منعقد شده باشد : حلال زاده ٔ صورت چه سود زآنکه فعالش در آزمایش معنی باصل باز بخواند. خاقانی . کای پاک دل حلال زاده بردار که هستم اوفتاده . نظامی . صاحب هنری حلال زاده هم خاسته و هم اوفتاده . نظامی . الحق امنای مال ایتام همچون تو حلال زاده بایند. سعدی .