حلال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگمیزنده، گشاینده، گشایشگر، کارگشای، روا، خوردنی پاک، پاکیزه، پاکمترادفها و واژههای مرتبطجایز، روا، شایست، مباح، مجاز، مشروع ≠ حرامبوریاواژه قبلی: حل کردنواژه بعدی: حلاوت