حلاوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلاوی . [ ح ُ وا ] (ع اِ) درختی است خرد. ◄ گیاهی است خاردار. ج، حلاویات . (منتهی الارب ).
حلاوی . [ ح ِل ْ لا ] (ص نسبی ) منسوب است به حله، شهری در کنار فرات . (از الانساب ). رجوع به حله شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلاوی . [ ح ُ وا ] (ع اِ) درختی است خرد. ◄ گیاهی است خاردار. ج، حلاویات . (منتهی الارب ).
حلاوی . [ ح ِل ْ لا ] (ص نسبی ) منسوب است به حله، شهری در کنار فرات . (از الانساب ). رجوع به حله شود.