حل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ لّ) [ ع. ] (مص م.)۱ - گشودن، باز کردن. ۲- گداختن.(حِ لّ) [ ع. ] (مص ل.)حلال شدن، حرمت.مترادفها و واژههای مرتبطذوب، گداختن، گدازشآب، محلولباز کردن، فیصله دادن، گشودنواژه قبلی: حقیقیواژه بعدی: حل کردن