حکیم نزاری | غزلیات | شماره ۳۹۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یارم که ز من نمیکند یاد جان است وز تن نمیکند یاد بگذشت صبا مگر به کویش دیگر ز چمن نمیکند یاد برگشت مگر به کوی یوسف از بیت حزن نمیکند یاد با لوء لوء آبدار دندانش از در عدن نمیکند یاد از گریه زار و اشک شورم آن پسته دهن نمیکند یاد مسکین دل من برفت و دیگر از کنج وطن نمیکند یاد انکار مکن اگر نزازی زان عهد شکن نمیکند یاد