حکیم نزاری | غزلیات | شماره ۶۰۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای صنم خرگهی خیمه برون زد بهار گر ز جهان آگهی باده نوشین بیار خیز به بستان خرام باده همی خور مدام گشته جهانی به کام دست ز شادی مدار در دل لاله ز باد عنبر سارا فتاد دست صبا چون گشاد نافه مشک تتار ای پسر سیم تن گشت شکفته سمن وز خوشی آخر چمن زار شد و مستعار خیز نزاری و شو باغ نو و یار نو نغمه مرغان شنو از سر هر شاخ سار