حکیم نزاری | غزلیات | شماره ۸۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به وعده مده بیش از اینم فریب که نازک دلان را نباشد شکیب تو را هر چه میبینم از خوی تو نمیبینم الا ستیز و عتیب جفا بر اسیران بیدل کنند ولیکن هم آخر به حد و حسیب اگر دل به دل میرود باک نیست میان دو یک دل نباشد حجیب به پای طلب در بیابان عشق محلی ندارد فراز و نشیب عنان چون بدادی نزاری ز دست مگر پای داری کنی چون رکیب به تسلیم در قلزم عشق رو مدار از نهنگ ملامت نهیب