خابوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خابوری . (ص نسبی ) نسبت است بخابور. رجوع به انساب سمعانی شود.
خابوری . (اِخ ) شریح بن رمان بن شریح خابوری مکنی به ابی الرمان . سمعانی گوید: پیری نیکوکار از اهل عرابان است [ که در ساحل نهر خابور واقع است ] اندکی از وی حدیث نقل کرده ام و در اواخر سال ٥٣٤ هَ . ق . درحالیکه هنوز حیات داشت وی را ترک گفتم . (سمعانی ).