خارج کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خارج کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هلانیدن و بیرون کردن . (ناظم الاطباء). برآوردن . بیرون برکشیدن .
مترادف و متضاد واژهدان
بیرونبردن بیرون فرستادن، منتقل کردن، جابهجا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خارج کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هلانیدن و بیرون کردن . (ناظم الاطباء). برآوردن . بیرون برکشیدن .
مترادف و متضاد واژهدان
بیرونبردن بیرون فرستادن، منتقل کردن، جابهجا کردن