خازه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زِ) (اِ.) ۱- سرشته، خمیر کرده. ۲- گِلی که مخصوص مالیدن به دیوار بود.واژه قبلی: خازنهواژه بعدی: خاستن