خاستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ په. ] (مص ل.) ۱- برپا شدن، بلند شدن. ۲- پدید آمدن. ۳- عاید شدن، فایده داشتن.مترادفها و واژههای مرتبطبرخاستن، بلند شدن، اوج گرفتن ≠ نشستنپدید آمدن، پیدا شدن، حاصل شدن، ظاهر شدننشات گرفتنواژه قبلی: خازهواژه بعدی: خاسته