واژه‌جو

خافة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خافة. [ خاف ْ ف َ ] (ع اِ) رجوع به خافّه شود.

خافه . [ خاف ْ ف َ ] (ع اِ) وعاء حب ؛ پوستی که دانه ٔ گندم و جو و امثال آن دروی است . ◄ جبه ٔ چرمین عسل چینان . ◄ خریطهائی که در آن عسل نهند. ◄ سفره ٔ برداشته سرهاکه بخریطه ماند و در آن عسل چینند. (منتهی الارب ).

معنی خافة | واژه‌جو