خاقانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاقانی . (اِخ ) عبداﷲبن محمدبن یحیی بن عبیداﷲ ابن یحیی مکنی به ابوالقاسم . وزیر مقتدر خلیفه ٔ عباسی بود که بسال ٣١٣ هَ . ق . مقتدر او را از وزارت عزل کرد و ابوالعباس احمدبن عبیداﷲ خصیبی را بجای او نشاند (از خاندان نوبختی چ عباس اقبال ص ١٨٤).
خاقانی . (اِ) نوع مخصوصی آجر است که از آجر نظامی بزرگتر میباشد و برای پلکان بکار میرود.
خاقانی . (اِخ )نام یکی از منجمین است . در تاریخ الحکماء ابن قفطی مینویسد وی در علم نجوم و تفسیر و حل زیجات و طبایع کواکب و احکام حوادث بصیر بوده و در عشر سوم مائه ٔ پنجم هجرت وفات یافته است یعنی تقریباً در حدود سالهای ٤٢٠ - ٤٣٠ هَ . ق . (از گاهنامه ٔ سید جلال طهرانی ).