خالنجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالنجان . [ ل َ ] (اِ) نام داروئی است . خولنجان . خولنجان مصری . ریشه ٔ جوز.قسط تلخ . قسط کشمیری . رجوع به کلمه ٔ خولنجان شود.
خالنجان . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز. واقع در ٢١ هزارگزی جنوب خاوری زرقان و ٢ هزارگزی اتومبیل رو خرامه به بندامیر. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای معتدل و مالاریایی، ٥٢ تن سکنه دارد که شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آنجا از رود کر و محصول :غلات و برنج و تریاک و شغل اهالی زراعت است . راه این ده مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).