خالی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تخلیه کردن ترک کردن، رهسپار شدن شانه خالی کردن، حذر کردن، اجتناب کردن
تخلیه کردن، درآوردن، باقی نگذاشتن، سر کشیدن، عاری ازچیزی کردن، جارو کردن، تهی کردن، بیرون دادن درکردن، تیر درکردن ریختن، سیفون کردن خون گرفتن، خون ریختن منتقل کردن استخراج کردن، درآوردن تمام کردن اخ کردن