واژه‌جو

خالی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تهی، عاری خلوت، دنج، کم‌جمعیت، کم‌رفت‌وآمد، آرام، ساکت توخالی، پوک، پوچ، مجوف، میان‌تهی، دوجداره، مخلا فاقد، عاری سفید، نانوشته غیرمسکون، اشغال‌نشده، متروک، بدون سکنه مبلمان‌نشده، لخت، تجهیزنشده لخت، عور، عریان، نپوشیده، برهنه بلامتصدی ، بی‌زینت و زیور، ساده بی‌مغز، بی‌معنی (بی‌معنا) تنها

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خالی | واژه‌جو