خاک روزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاک روزی . (اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش حومه ٔشهرستان سنندج . واقع در ٣٢ هزارگزی شمال باختری سنندج و ١٢ هزارگزی دوویسه . ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای سردسیر دارای ٤٠ تن سکنه که مذهبشان سنی و زبانشان کردی است . آب آنجا از رودخانه و چشمه سار و محصولش غلات و حبوبات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
خاک روزی . (ص مرکب ) کم روزی . گنجشک روزی : خاک روزی است دلم گر چه هنرریزه بسی است ریزه بگذار که روزی به هنر می نرسد. خاقانی .